بیماری جدید ! این یکی از قبلی بامزه تر است. برای دلداری دادنم خیلی زحمت می کشد. من از 10 تا حرف که می زند دو تایش را می شنوم و بیشتر غصه می خورم. تف به این روزگار تخمی که تویش آدم حسابی کارش به آدمی مثل من می افتد که یک روزی کارش به آدم ناحسابی افتاده بود. تف به کبوترهای شاشوی بالکنم. می دانستم بعد خیلی خوشحالی کردن باید خیلی ناراحتی کنم. درست همان موقع که با ذوق و شوق با او درباره ی تابستان حرف می زدم کبوتره شاشید رو بالکنم . هر هر خندیدم ! خنده ندارد خب ! ان دارد دیگر ! مثل هر موجود زنده ی دیگری که در طول روز چیز می لمباند...
+
نوشته شده در چهارشنبه 28 اسفند1387ساعت 22:47 توسط گوزن
|