تبليغاتX
پیازولوژی
بیا منو از اینجا ببر... یه جایی که وقت کنم سر توالت بشینم با خیال راحت کتاب بخونم ....
 
+ نوشته شده در چهارشنبه 29 آبان1387ساعت 7:21 توسط گوزن |

"اوه بوی " گاهی وقتها یعنی همان " ای بابا" ی خودمان ... یارو "اوه بوی" کنان وارد آسانسور شد یاد او افتادم که "ای بابا" کنان خداحافظی می کرد. یعنی " ای بابا دلتنگی چیه جوون " آن موقع من "جوون" بودم حالا پیر شده ام . لابد او هم مرده ! تشابه خاصی بین " اوه بوی" و "ای بابا" با "جوانی من" و "پیری او" وجود دارد . مفهوم این تشابه به شدت مالیخولیای است و اگر خیلی دقت می کردم همان اولین باری که ابراز عشق به او کردم و در جواب "ای بابا "شنیدم پیشگویی این روز را می کردم که "اوه بوی" کنان پیر شوم و گوشهایم سنگین باشد .



 
+ نوشته شده در یکشنبه 19 آبان1387ساعت 7:39 توسط گوزن |

بعضی وقتها از زور تنهایی به آدمهای خیلی بی شرف آسان می گیرم . به جایی که کل سطل آشغالم را بگیرم به حلقشان کنم ، هیچ کار خاصی نمی کنم . انگار که اتفاقی نیفتاده است . و می دانی "سین سین" خیلی زور دارد . خیال می کنند اندازه ی گاو نمی فهمی که دارد سرت کلاه می رود ... عیبی ندارد . ما ماندیم و تنهایی ... همین است دیگر .
 
+ نوشته شده در شنبه 18 آبان1387ساعت 23:43 توسط گوزن |